Tuesday, July 3, 2012

تست روزنامه نگاری

امروز که رفتم پیش اقای احمدی گفتم که من این طوری مینویسم اینکه فقط یه سوجه نیاز دارم تا پرورشش بدم اونم همون موقه روزنامه ای رو که جلش بود رو برداشت و واژه‌ای رو بزرگ روی صفحه‌ی اول روز نامه بود رو نشونم داد و گفت بیا اینم سوجه بگو ببینم خُب منم این طوری ذهنیتم رو بیان کردم که من خودم چون تاریخ علاقه دارم و می خونم بیشتر میام از نظر تاریخی توضیع میدم و تحلیل میکنم ولی دراون موقه عصن نفهمیدم که داره ابعاد دید من رو برسی میکنه و منم فک کنم بد خراب کردم به قول شهاب بی تجربگی کردم خُب چی بگم والا اخه من مگه تجربه داشتم که باتجربگی کنم بی تجربه بودم و بی تجربگی کردم.
خُب در عوض اوشون هم بهم گفت که یه خبرنگار یا حتا یک روزنامه نگار چه دید باید داشته باشه و من چه دیدی داشتم خیلی برام جالب بود چون من ادی هستم که ترجیح میدم خونم تا بنویسم دلیلشم شاید این باشه که یا اینقدر جسارت ندارم یا از خوندن بیش از نوشتن لذت میبرم و لی این اتفاق باعث شد که خودم رو مجبور کنم به نوشتن و خُب از همه مهمتر اینکه نوشتن چه قد لذت بخشه.

No comments:

Post a Comment